حسن الحسيني الخراساني القوچانى ( آقا نجفى قوچانى )
17
وصاياى ارسطو به شيماس ( شرح رساله تفاحيه ) ( فارسى )
ولد بامه » « 1 » بايد پيش از مردن مرد ، چنان كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود : « موتوا قبل أن تموتوا » « 2 » و افلاطون فرمود : « مت بالارادة تحيى بالطبيعة » « 3 » وقتى كه در دنيا قواى حيوانيّه درهم شكسته شد كه از موت ارادى مراد است ، از مرگ و موت طبيعى خرّم و خوشحال باشد ، چو به مرگ از زندان دنيا خلاصى حاصل شود و از غربت به وطن مألوف رسد و به مادر خود ملحق شود ، « وَ يَنْقَلِبُ إِلى أَهْلِهِ مَسْرُوراً » . « 4 » چون ارسطو به اقرار آورد شاگردان خود را به مقدّمات در مقام اخذ نتيجه ، ارسطو گفت : پس چون پيدا گشت كه دانش ثمرهء روح است و به روح دانش اندوخته شود ، چنان كه اقرار گرديد و از آن بازدارندهء گرانى تن و پروريدن و چاق و فربه شدن تن است و نيز پيدا گشت و اقرار نموديد كه به يافتن دانش خرّم شويد و به بازماندن از آن غمگين شويد ، ناچار بود كه جدا شدن روح از تن بر بودن روح با تن اختيار كنيد ، و از اين جدا گشتن به آيد روح را كه با تن بودنش و نظم البرهان آنكه تن مانع است از وصول روح به لذايذ و منافع دانش و سبب فراق از مطلوب است و ارتفاع مانع سبب وصال به مطلوب است و موجب خرّمى است . و محض توضيح و روشن شدن مانع بودن تن از رسيدن به لذايذ و به مطلوبات روح ، مىگويد : آخر نبينيد كه آرزوهاى تن و لذّات وى از زن و فرزند و مال و خورش و پوشش و افزونى و باركش و چهارپا ، زيانكارند به حكمت جستن ؟ چو حصول اين لذايذ بدون
--> ( 1 ) - غوالى اللآلى ، ج 1 / 277 و ج 4 / 115 و نهج البلاغه فيض الاسلام حكمت 10 ( با اندك تفاوتى ) . ( 2 ) - عيون مسائل النّفس ، ص 671 ، تأليف آيت اللّه جوادى آملى . بديهى است كه حديث نبوى در مورد موت ارادى و بهتر آنكه بگوييم موت نفس حيوانى و حيات طيّبه يافتن است همانطورىكه در غرر الحكم از قول امير المؤمنين آمده است : اقبل على نفسك بالادبار عنها يعنى به نفس انسانى و خود ملكوتى رو كن با روگردانى از نفس حيوانى و خودپندارى . ( 3 ) - يعنى : به مرگ ارادى و اختيارى بمير تا زندهء طبيعى باشى و زندگى طبيعى داشته باشى ! چنانكه در حديث آمده است : موتوا قبل ان تموتوا ( عيون مسائل النّفس ، ص 671 ) ، مولوى گويد : پيشتر از مرگ خود اى خواجه مير * تا شوى از مرگ خود اى خواجه مير ( 4 ) - انشقاق / 9 : ( آنكه حسابش آسان باشد ) به سوى كسان خود ( از اهل ايمان يا همسران خود از حور العين ) بازگردد .